مــــــن از چشمان خود آموختم رسم محبــــــــت را ×××که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد

البته عذر میخوام شعر هست:
دختر ماه آبان...پری اشک و لبخند...آیینه ی پرستش...قداست یه سوگند***************
نقاشی قشنگه....دستای آفرینش...وای که چه چیزی چیده! دستای خوشه چینش***********
تو باغ سبز چشمات...شعله جوونه کرده...خورشید تن طلایی...پیش تو سیب زرده..**********
آدمک های برفی.میترسن از نگاهت....ستاره ها میسوزند.تو چشمای سیاهت***********
تو اومدی و باز هم. جاده تو رو قدم زد....لالایی قدمهات. خواب گل رو به هم زد********
***پــــــــــــــــــــایان*** ![]()
خب دوستان گلم خلاصه کادو یادتون نره.... حالا بفرمایید کیک نوش ج
جان بفرمایید....بفرمایید خواهش میکنم>>>>>
نـــــــــــــــــــــــــــــــوش جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان....![]()
مرسی از اینکه به جشن تولدم اومدید ....فدای همگی... کادو یادتون
تولدم مبارک
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!
۲۱ سال قبل روز ۱۶ آبان ساعت ۱۴.۴۵ یه خانم متشخص به دنیا اومد![]()
![]()
و باعث شد که الان خیلی ها از بودنش خوشحال باشن
خلاصه
نمیخوام ریا بشه اما اون خانمه منم![]()
خوشحال میشم به جشن
تولدم بیای ای دوووووست ![]()
اول از همه باید شمع فووووت کنم آآآره آآآره

فوت کردم.....
خب رقص و اینا هم که عیبه
اما یه ذره حلاله بیخیال ... قبل از
dance «» من کادوووووووووووو میخوام زود باشید زود باشید![]()
فعلا
۲تا کادو گرفتم .... این متن زیر هم عزیزترینم یه روزی بهم تقدیم کرده
که امروز میگذارمش اینجا توی پست بعدی...![]()
بعد از یه مدتی اومدم آپ کنم...به مناسبت تولد یه دختر گگگگل![]()
ناز.و اینا !!!!
میدونم که فهمیدید کیو میگم... درستههههه
خودمو میگم آفرین
امروز ۱۶ آبان تولدمه و خلاصه گفتم بیام
مثل هر سال یه جشنی واسه خودم بگیرم
فعلا بریم تا جشن...![]()
..............................................................
شکررررررررررررررررررررررررررررت![]()
خدا جونم قربونت برم الهی مرسی از
اینکه
![]()
صدامو شنیدی و جوابمو دادی
کاش...!
کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد و اشک خود را نثار گونه
هاي خشک او مي کرد......
کاش در قاموس غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد....
کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن
دست ها مستجاب مي شد.....
کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي
بيان کردنش نيازي به شهامت نبود.......
و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد.
امروز ولنتاین بود تبریک میگم به همه ی عشاق امیدوارم که
همیشه عاشق باشید(عاشق هر چیزی یا هر کسی که هستید!)
راستش از خیلی وقت پیش یه متنی رو واسه عشقم نوشته بودم
واسه این روز ... دوست دارم اینجا واسش بنویسم چون بنا به
دلایلی نمیتونم به خودش بدم
!....
............................................................................................
به نام خدای عاشقا
عشقم؟؟ سلام عزیزم... خوبی؟؟ الان که این من رو مینویسم خیلی
دلنگم خیلی!میخوام از خودمون صحبت کنم از عشقمون... یادمه یه
روز ازم خواستی با هم باشیم انقدر تو اسمون عشق با هم پرواز
کنیم تا یه روز به اوج برسیم و اونروزه که سرشار از ارامش میشیم.
میدونی اوون اولا باور نداشتم که قراره یه عمر عاشق تو باشمو با
تو و برای تو نفس بکشم فکر میکردم به زودی تموم میشه هرچند
که واقعا عاشق بودم! اما حتما خدا خواسته با هم و برای هم
باشیم.... هر روز فکر میکنم به اوج رسیدیم اما روز بعد بیشتر
عاشقم این یعنی بی نهایت عاشق بودن یعنی عشقمون هرروز
جاریه و هر روز بیشتر میشه تا باهم باشیم واسه ی هم زنده
باشیم تا به هم چین روزی برسیم امروز روز من بود روز تو بود روز
ما بود این روز رو گرامی میدارمو به هر کی اهله عشقه تبریک
میگم... به امید دیدارت...![]()
9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب
اومده زحمت در آوردنشم نکشیده....
10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)
11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی.............(اگه نه که باز خوابه)
12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و.........اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید
1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ....علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)....ا...مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
2 ظهر:ماماااااااااااااان .....ناهار
3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟
4عصر: مامااااااااااان ....سوییچ؟؟
5 عصر: اولین اتو...(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است....امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد...)
7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ....)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه ...
8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ....چه زود دیر می شود....!!!
9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند.....
10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه...
2شب: مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت .... چقدر برای پاایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
دروود دوستان عزیزم
فرا رسیدن عاشورا و تاسوعای حسینی را به پیشگاه
مقدس امام عصر(عج) و تمامی شما و شیعیان جهان
تسلیت عرض می نمایم...!